بزودی!

قبلا عضو ایران پلنر بوده ام!

به ما بپیوندید!

بازیابی کلمه عبور

بروز خطا

نام کاربری یا کلمه عبور اشتباه می باشد.

خوش آمدی!

از اینکه به خانواده بزرگ ایران پلنر پیوستید خوشحالیم!

عضویت شما با موفقیت صورت پذیرفت.

ایمیل فعال سازی به ارسال شد.

بروز مشکل

اطلاعات وارد شده را مجددا بررسی نمایید.

من، شاه عباس، 59 سال دارم!

من، شاه عباس، 59 سال دارم!

شاه عباس ۵۹ سال و ۸ ماه و ۲۳ روز زندگی کرد و پس از سوء قصدهای متعدد، مریضی و بیماری‌های جورواجور که از همان کودکی سراغش آمدند و او را تا دم مرگ بردند و برگرداندند، سرانجام جام تلخ مرگ را سر کشید. وی وصیت کرده بود که پس از مرگ، قبرش گمنام و بدون تشریفات شاهانه در جوار مزار حبیب ابن موسی در کاشان _که از دودمان صفویه است_ دفن شود. بنابراین سنگ سیاه بزرگ و گرانبهایی که از دورترین نقاط کشور برای مزار او آورده بودند بدون نوشتن هیچ نام و نشانی بر روی قبر آن گذاشته شد. حتی می‌گویند جسد او را شبانه به آن مکان مقدس راهی کردند. در ۲۹ دی سالروز درگذشت این شاه کبیر مسیر زندگی شاه عباس را از دید رهایی و نجات از مرگ دنبال می‌کنیم. با ایران پلنر همراه باشید.

 

۱. شاه اسماعیل دوم قصد جان عباس میرزا می‌کند:

شاه عباس در دوشنبه اول رمضان سال ۹۷۸ قمری در هرات (خراسان قدیم) از پسر بزرگ شاه تهماسب اول دومین پادشاه خاندان صفویه به دنیا آمد و تا رسیدن به سلطنت همان جا ماند.

اولین کسی قصد کشتن عباس را داشت، عمویش شاه اسماعیل دوم بود. معمولاً هرشاهی که به سلطنت می‌رسید در همان آغاز پاشاهی تمام مدعیان سلطنت را می‌کشت. بنابراین شاه اسماعیل در مدت زمان کوتاهی تمام برادران، برادر زادگان، بستگان نزدیک و مخالفان خود را کور و هلاک کرد. نامبرده، پدر عباس میرزا یعنی سلطان محمد خدابنده را نیز کور نمود. شاه اسماعیل طبق این رویه در سال ۹۸۵ هجری قصد عباس میرزا می‌کند، اما قبل از کشتن عباس، خود با تحریک خواهرش پریخان خانم کشته می‌شود.

۲. تیر خوردن به پای اسب عباس:

پس از کشته شدن شاه اسماعیل دوم، پدر عباس میرزا (سلطان محمد خدابنده) حاکم قزوین شد، اما به علت نابینا بودن امور را به دست مهد علیا همسرش سپرد. آن دو برای جلوگیری از فتنه، از علیقلی خان شاملو خواستند عباس را از هرات به قزوین روانه سازد. اما خاندان قزلباش و شاملو مخالفت کرده و عباس را در سن ۱۱ سالگی در ۹۸۹ هجری در خراسان بر تخت شاهی نشاندند. سه سال بعد از این واقعه در ۹۹۲ هجری میان سران قزلباش و شاملو اختلاف افتاد و در جنگی که در گرفت تیری بر اسب شاه عباس خورد که او را از اسب به زیر انداخت ولی آسیبی ندید اما به دست دشمن شاملوها افتاد.

۳. باز پس گرفتن یا کشتن:

علی قلی خان شاملو از اینکه عباس به دست دشمنش افتاده خشمگین شد و عده‌ای را برای باز پس گرفتن و یا کشتن وی فرستاد. عباس میرزا از قصد علی قلی خان توسط یکی از سردارانش آگاه می‌شود. زمانی که تیر تفنگ، عباس میرزا را نشانه رفت، آن سردار وفادار خود را جلوی وی انداخت و جان شاه عباس را از مرگ حتمی نجات داد.

۴. مریضی در تهران لعنتی!

شاه عباس در سال ۹۹۷ هجری در دومین سال پادشاهی به خاک خراسان لشکر کشید اما در تهران به مدت ۴۳ روز بیمار شد و تب محرق بر او عارض شد. به همین سبب از تهران متنفر و مدام شهر تهران را لعنت می‌کرد و هرگز در آنجا متوقف نمی‌شد.

۵. بیماری‌های مختلف:

شاه عباس پس از آن بیماری مرتب دچار مریضی‌های متنوع شد که به شدت او را ناتوان ساخت اما از دنیا نبرد. در سال ۱۰۰۸ قمری در سمنان، در ۱۰۲۸ هجری قمری در فرح آباد، در ۱۰۲۹ در فیروز کوه دچار تب، لرز، مالاریا و تب ربع (تبی که هر سه روز یک بار در بدن بیمار ظاهر می‌گردد) و ناپل یا سفیلیس شد. وی در ۳۲ سالگی نیز نقرس گرفت و بدین سبب مدتی با عصا و آهسته حرکت می‌کرد.

۶. افتادن از اسب:

شاه عباس در ۹۹۹ هجری در میدان شهر شیراز مشغول چوگان بازی بود که از اسب بر زمین افتد و پایش شکست. یک ماه در خانه ماند و بعد از آن نیز مدتی با عصا و به کمک خدمتکارانش حرکت می‌کرد.

۷. سوء قصد اسیر عثمانی:

شاه عباس در طول زندگی خود بارها مورد سوء قصدهای متعدد قرار گرفت. از آن جمله: سال ۱۰۱۴ قمری بود که شاه عباس سردار عثمانی را در نزدیکی تبریز شکست داد. شب هنگام به جهت آن پیروزی به شادی و تماشای اسیران گذشت. اسیری را به نزدش آوردند و شاه او را به شخصی سپرد تا گردن بزنند. اما اسیر، خنجر سرداری در نزدیکی خود را برداشت و به سوی شاه حمله برد. شاه جستی زد و دست اسیر را گرفت و با او در آویخت و حمله وی را دفع کرد و این بار نیز از مرگ رهایی یافت.

۸. زهر آلود کردن غذا:

یک بار زمانی که با چغال اوغلی سردار ترک در نبرد بود دو تن از امیران قزلباش غذای او را به زهر آلوده کردند. اما شاه عباس به سرعت با خوردن پادزهری از مرگ رهایی یافت. پس از آن دستور داد غذایش را در مقابل دیدگان خودش آماده کنند.

۹. تیر آخر با تب ربع:

شاه عباس نوروز ۱۰۳۷ هجری را در اشرف مازندران و عمارت سلطنتی عباس آباد گذراند و چون هوا اندکی گرم شد از مازندران راهی قزوین شد. اما در راه بیمار و تب ربع او را زمینگیر کرد و به مازندران بازگشت.

پزشکان وی گمان می‌کردند شاه مسموم شده است. به دستور حکیم یوسف او را ۸ روز حمام کردند و ۴ روز با شیر گاو شستند. اما این معالجات نیز سودی نداشت. شاه عباس این بار مرگ را با تمام وجود احساس کرد، پس چند تن از نزدیک ترین سردارانش را احضار و از ایشان خواست تا پس از مرگ او سام میرزا نواده اش را که در اصفهان به سر می‌برد، به سلطنت بنشانند و سپس دستور داد او را در محلی به خاک سپارند که بر همه کس مجهول باشد.

شاه عباس در روز پنجشنبه در ۲۳ جمادی الاول ۱۰۳۸ قمری در اشرف (بهشهر) مازندران مصادف با ۲۹ دی درگذشت. سرداران، مرگ شاه عباس را تا رسیدن نامه به دست سام میرزا، چند روزی مخفی داشتند. وقتی سام میرزا در اصفهان بر تخت سلطنت نشست و شمشیر شاه اسماعیل اول را بر کمر بست، جسد شاه عباس را از اشرف مازندران به سوی اصفهان بردند و در نزدیکی کاشان در جوار امامزاده حبیب بن موسی در محله پشت مشهد به امانت گذاشتند.

عده‌ای می‌گویند به علت علاقه شاه عباس به نجف و اینکه آرزویش این بوده که در جوار علی (ع) به خاک سپرده شود، جسد شاه عباس در نجف است. عده‌ای دیگر بر این باورند که قلب او را به اردبیل و جسدش را در قم به خاک سپرده‌اند.

شاعری گمنام در باب به خاک سپردن شاه عباس سرود:

پس از چند روز آمد از اصفهان                                  رقم از صفی شاه رضوان مکان

که در طوس یا کربلا یا نجف                                     شود قبر جدم برای شرف

ولیکن به نحوی که باشد نهان                                     که شد در کجا قبر گیتی ستان

سه محمل نمودند در خفیه بار                                     که هر یک رود جانب یک دیار

شبی قبر خاقان گیتی ستان                                         یکی شد از آن آستانها نهان

 

منابع:

فلسفی، نصر الله، "شاه عباس اول چگونه درگذشت"، یغما، بهمن 1350 - شماره 281 (12 صفحه - از 641 تا 652)

نراقی، حسن، "نظری به آرامگاه شاه عباس کبیر در کاشان و مدارک تاریخی آن"،هنر ومردم،  مهر 1343 - شماره 24 (8 صفحه - از 10 تا 17)

من، شاه عباس، 59 سال دارم!
شهرهای مرتبط
رویدادهای مرتبط
مراکز اقامتی مرتبط
تجربه یا سوالات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید.
نمایش نظرات: