لوکیشن فیلم: فیلم‌های خاطره‌ساز؛ روزی‌روزگاری و کمال‌الملک

مطالب مرتبط

لوکیشن فیلم: روزی روزگاری

اگر بخواهیم سریال‌های به یادماندنی و خوب ایرانی را لیست کنیم، بی‌شک روزی روزگاری همان اول‌هاست؛ روزی روزگاری از آن‌دست سریال‌ها بود که وابستگی مردم را با تلویزیون در دهه‌هایی که کمتر می‌شد داستان خوبی برای تماشا پیدا کرد، دوچندان کرده بود. مردم زیادی با صدایی مردانه و کش‌دار به جای مرادبیک می‌گفتند: من ادعایی ندارم! و مردم زیادی هم در جواب به‌جای خاله لیلا پاسخ می‌دادند همینم کم ادعایی نیست!

شخصیت‌ها، داستان و فضای روزی روزگاری آن‌قدر خوب جا افتاده، همین‌که یک قسمت از آن‌را کسی می‌دید، می‌شد مخاطب اصلی سریال. چرا که روزی روزگاری روایتی بود از شر و خیر و حکایت خوبی و بدی آدم‌ها در طی زمان.

روزی روزگاری چه چیز را روایت می‌کند؟ این سریال که در سال 1370-71 توسط امرالله احمدجو نوشته و ساخته شد، درباره راهزنی به نام مرادبیگ است که رفته‌رفته در طول داستان متحول و بدل به انسانی صالح می‌شود.

امرالله احمدجو در این سریال با کمترین امکانات داستانی متفاوت و نو را با قصه‌های زندگی راهزنان، کوچ‌نشینان و مردم روستایی روایت می‌کند. احمدجو که در این کار موفق است از جغرافیا و بافت طبیعی بیابان‌های میمه کمک می‌گیرد؛ جغرافیایی که کودکی‌اش، خواب و خیال‌ها و پردازش ایده‌هایش برای روزی روزگاری را در آن پرورانده بوده است.

 

بیابان‌های میمه

امرالله احمدجو درباره لوکیشن فیلمش گفته: لوکیشن روزی روزگاری از عشق من به طبیعت و زیبایی‌هایش شکل گرفت، جایی‌که بهشتِ خلوت من در کودکی و بزرگسالی بوده است.

دره دوزخی که در بیابان‌های میمه قرار دارد و به دلیل شباهت خاک آن با گذازه‌های آتش‌فشانی این را گرفته، دره‌ای است یادآور تاخت و تازهای مراد بیگ در گرگ‌دره. طاقدیس‌های زمین‌شناسی این دره قابلیت جذب گردشگران زیادی را دارد.

لوکیشن‌های روزی روزگاری همه در طبیعت نزدیک به میمه قرار داشتند. تخت سرخ و تخت مجمد جعفر نیز که در همین محدوده قرار دارند از دیگر دیدنی‌های اطراف میمه هستند. این منطقه از نظر جغرافیایی موقعیتی ویژه دارد و خود میمه نیز با قدمتی چندین هزارساله یکی از شهرهای دیدنی اصفهان است.

با این توصیف‌ها، دیدن لوکیشنِ فیلم تاریخی و پرطرفدار روزی روزگاری می‌تواند انتخاب گردشگرانه و فرهنگی خوبی باشد. با دیدن این لوکیشن بار دیگر فضای داستان روزی روزگاری برایمان زنده می‌شود؛ فضایی که صدای مراد بیگ، خاله لیلا، گل آقا، نرگس، قدرت و بقیه در قالب دیالوگ‌هایی ناب در آن شنیده می‌شوند و جغرافیا و فرهنگ ایرانی را برایمان پیوند می‌زنند.

 

لوکیشن فیلم: کمال‌الملک

فیلم کمال‌الملک(1362) ساخته علی حاتمی هم روایتی تاریخی است، هم هنری و هم روایت خاص علی حاتمی از بیوگرافی کمال‌الملک. این فیلم نشان می‌دهد، کمال‌الملک نقاش‌باشی دربار ناصرالدین شاه قاجار چه روزگارانی در این کاخ می‌گذراند و پس از آن چطور به جریان مشروطیت می‌پیوندد و دست رد به سینه رضاشاه پهلوی می‌زند.

هرچند این فیلم در تعریف کلی یک بیوگرافی است، اما رخ‌دادن روایت‌های تاریخی در آن، ارتباط هنر با شاهان و دیالوگ‌های شاعرانه و پرمعنایش آن را فراتر از یک بیوگرافی برده است.

جز این‌ها تصاویر زیبای فیلم‌های حاتمی همیشه مورد توجه بوده‌اند. در این فیلم نیز این تالار آیینه از همه بیش‌تر درخشیده‌است. تالاری که کمال‌الملک نیز نقاشی‌ای از آن‌را در طول 5 سال کشیده که حالا نیز در کاخ گلستان نگهداری می‌شود. این تالار که یکی از لوکیشن‌های فیلم است بخشی از شهرتش را از فیلم علی حاتمی دارد و هرسال گردشگران زیادی به تماشای آن می‌آیند.


تالار آیینه

تالار آیینه کاخ گلستان، تالاری با آیینه‌کاری‌های بی‌نظیری است که ساختش سال‌ها به طول انجامید. صنیع‌الملک معمار این تالار و تالار سلام که در کنارِ آن قرار گرفته سال 1253 آن را ساخت و تزیینات آن را در 1261 بود که تمام کرد.

تالار آیینه درست بالای سر در و ایوان سنگی کاخ قرار دارد. شهرت این تالار تنها به آیینه‌های آن نیست و تابلوی رنگ‌وروغن مرحوم میرزا محمدخان کمال‌الملک غفاری شهرت آن را دو چندان کرده است.

این تالار پیش از اینکه به شکل امروزی‌اش دربیاید، در شکلِ عمارت چهل‌ستون چوبی‌ای وجود داشت که در 1232 محمدتقی‌خان معمارباشی آن را ساخته بود.

تالار آینه را بسیاری از ماها دیده‌ایم، اما شاید بد نباشید برای درک بیش‌تر از آن و تاریخ، فرهنگ و هنری که در پشت سرش دارد فیلم زیبای علی حاتمی را بار دیگر ببینیم و این دیالوگ را زنده کنیم که "استاد تویی. هنر، این فرشه. شاهکار این تابلوست.دریغ همه عمر یک نظر به زیر پا نینداختیم. هنر این ذوق گسترده است، شاهکار کار توست یار محمد، نه کار من..."

شهرهای مرتبط
رویدادهای مرتبط
جاذبه های مرتبط
مراکز اقامتی مرتبط