بزودی!

قبلا عضو ایران پلنر بوده ام!

به ما بپیوندید!

بازیابی کلمه عبور

بروز خطا

نام کاربری یا کلمه عبور اشتباه می باشد.

خوش آمدی!

از اینکه به خانواده بزرگ ایران پلنر پیوستید خوشحالیم!

عضویت شما با موفقیت صورت پذیرفت.

ایمیل فعال سازی به ارسال شد.

بروز مشکل

اطلاعات وارد شده را مجددا بررسی نمایید.

مردی که مثل رود بود، پاک و بی‌ریا

مردی که مثل رود بود، پاک و بی‌ریا

گتوند دزفول، زادگاه مردی از اهالی شعر و ادب است که به حق، با خواندن شعرهای بی‌پیرایه و صمیمی‌اش، با آرزوها و آرمان‌های او همگام، همسو و همدل می‌شویم.

دکتر قیصر امین‌پور، این شاعر اردیبهشتی، آنچه را در ذهن و در دل داشت، با صداقتی وصف‌نشدنی در شعرهایش به مخاطب منتقل می‌کرد. وی شاعری کمالگرا بود که با بیانی روان و زبانی امروزی و با تصویرسازی‌هایی دلنشین و هنرمندانه، از آرمان‌هایش سخن می‌گفت؛ آرمان‌هایی دست‌نیافتنی که او را به مسافری همیشه در سفر در سرزمین شعر تبدیل کرده بودند و شاید به همین دلیل، مضمون سفر، در هر جنس و شکلی، در برخی از شعرهایش دیده می‌شود. علاوه بر این، با خواندن حتی بخشی از شعرهای پر احساس دکتر قیصر امین‌پور، پی به نازک‌اندیشی وی و طراوت و تازگی کلامش می‌بریم و مفاهیم نوستالژیک و خاطره‌انگیز را به وضوح درمی‌یابیم.

شوربختانه، پس از سال‌ها تلاش در حوزه زبان و ادبیات شیرین فارسی، #باز_هم_همان_حکایت_همیشگی و فقدان مردی از اصحاب ادب که اینطور عقیده داشت که #همه_طول_سفر_یک_چمدان_بستن_بود.

#بگذریم ... به بهانه هشتم آبان، سالروز درگذشت قیصر امین‌پور، یکی از شعرهای زیبای او را با هم می‌خوانیم.

 

 

خواب کودکی

در خواب‌های کودکی‌ام 
هر شب طنین سوت قطاری
از ایستگاه می‌گذرد
دنباله قطار 
انگار هیچگاه به پایان نمی‌رسد 
انگار
بیش از هزار پنجره دارد 
و در تمام پنجره‌هایش
تنها تویی که دست تکان می‌دهی 
آنگاه 
در چارچوب پنجره‌ها 
شب شعله می‌کشد 
با دود گیسوان تو در باد
در امتداد راه مه‌آلود 
در دود 
دود 
دود ...

مردی که مثل رود بود، پاک و بی‌ریا
مردی که مثل رود بود، پاک و بی‌ریا
شهرهای مرتبط
رویدادهای مرتبط
جاذبه های مرتبط
مراکز اقامتی مرتبط
تجربه یا سوالات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید.
نمایش نظرات: