بزودی!

قبلا عضو ایران پلنر بوده ام!

به ما بپیوندید!

بازیابی کلمه عبور

بروز خطا

نام کاربری یا کلمه عبور اشتباه می باشد.

خوش آمدی!

از اینکه به خانواده بزرگ ایران پلنر پیوستید خوشحالیم!

عضویت شما با موفقیت صورت پذیرفت.

ایمیل فعال سازی به ارسال شد.

بروز مشکل

اطلاعات وارد شده را مجددا بررسی نمایید.

نگاهی به قهوه‌خانه، با اقتباس از مقاله قدیمی کاوش

نگاهی به قهوه‌خانه، با اقتباس از مقاله قدیمی کاوش

نشستن پای صحبت بزرگ‌ترها و شنیدن خاطراتشان، لذتی وصف‌نشدنی دارد؛ به حدی که حتی عطر چای زنجبیلی و طعم لوز بادام و پای صحبت‌هایشان نشستن را ترجیح می‌دهیم به هر تفریح دیگری.

این بار، صحبت از قهوه‌خانه و پیشینه آن است.

قهوه‌خانه، محلی سر پوشیده یا سر باز بود که افراد بسیاری به آنجا رفت و آمد می‌کردند و هم قهوه سفارش می‌دادند، هم چای و هم شربت. حتی نیمرو و املت و دیزی هم به عنوان صبحانه و ناهار و شام در قهوه‌خانه‌ها طبخ می‌شد و چپق و قلیان هم چاق می‌کردند. علاوه بر این، در عموم قهوه‌خانه‌ها، بازی‌هایی مثل شطرنج، تخم‌مرغ بازی، پیچاز، نرد، گنجفه و بازي صدف نیز رواج داشت، شاهنامه و حافظ‌ و سعدی می‌خواندند و مدح علی (ع) را می‌گفتند و قصه‌گویی و نقالی و سخنرانی می‌کردند و گاهی، درویش‌ها سرگذشتشان و ماجراهایی که در سفرهای دور و دراز بر سرشان آمده بود را با بیانی گرم برای حاضران تعریف می‌کردند؛ از دلایلی که در قهوه‌خانه‌ها، شاهنامه می‌خواندند و جنگ رستم و سهراب، رستم و افراسیاب و قصه حسین کرد شبستری را روایت می‌کردند، این بود که به دلیل رفت و آمد قزلباش‌ها به قهوه‌خانه‌ها، سعی بر این بود که روحیه جنگی آنها را با گفتن از مردانگی قهرمان‌ها بالا ببرند.

در دوره صفویه، در قهوه‌خانه‌ها، هم موسیقی گوش می‌دادند و هم، برنامه‌های رقص اجرا می‌شد و حتی سفرای خارجی و شاه عباس صفوی هم به قهوه‌خانه‌ها می‌رفتند. قهوه، از دوره صفویه در ایران رایج شد و رونق قهوه‌خانه‌ها نیز، در این دوره شکل گرفت. یکی از دلایل هجوم عده زیادی از مردم به قهوه‌‌خانه‌ها، این بود که چون دولت صفوی مراکز لهو و لعب را تعطیل کرد، تقریباً تمام گروه‌های جامعه به قهوه‌خانه می‌رفتند؛ پیش از صفویه، مرفهین و روشنفکرها، در دیرها و خرابات دور هم جمع می‌شدند که پس از مخالفت صفویه با این مراکز، آنها هم به قهوه‌خانه‌ها روی آوردند.

پس از سقوط صفویه و روی کار آمدن قاجار، کم‌کم چای جای قهوه را گرفت و به خاطر رواج تجارت در شمال ایران با روسیه و در جنوب با انگلستان، قهوه‌خانه‌ها ماهیت خودشان را از دست دادند و دیگر مرکز خوشگذرانی عده‌ای خاص نبودند، بلکه بیشتر کسبه و بازرگان‌ها به قهوه‌خانه‌ها رفت و آمد می‌کردند؛ قهوه‌خانه‌های بازار هم، محل رتق و فتق امور تجاری و حل و فصل اختلافات صنفی بودند.

رواج رادیو در قهوه‌خانه‌ها که هم برای عموم مردم تازگی داشت و هم برنامه‌هایش جالب بودند، بزرگ‌ترین ضربه را به سخنرانی‌های رایج در قهوه‌خانه‌ها زد. ضمن اینکه رواج رادیو، با بروز جنگ جهانی دوم همراه بود و مردم، تشنه شنیدن اخبار جدید. ورود تلویزیون به تهران و متداول شدنش در قهوه‌خانه‌ها نیز، به نقالی لطمه شدیدی زد و کم‌کم شکل قهوه‌خانه‌ها را عوض کرد؛ شب‌ها مردم مثل سینما، چند ردیف صندلی می‌چیدند و پشت سر هم می‌نشستند تا تلویزیون تماشا کنند.

در محل‌هایی که انواع کسب و کار وجود داشت، قهوه‌خانه‌ها پاتوق کسبه بودند که در واقع، قهوه‌خانه‌های کارگری محسوب می‌شدند. مثلاً بنّاها به قهوه‌خانه‌ای در سرچشمه، قصاب‌ها به قهوه‌خانه تلمبه در کوچه مروی ناصرخسرو، سنگتراش‌ها به قهوه‌خانه سنگتراش بازار، نقاش‌ها و رنگکارها به قهوه‌خانه‌ای در پاساژ معتمدی خیابان ناصرخسرو، کفاش‌ها به قهوه‌خانه استامبول پشت کافه نوشین، لباس‌فروش‌های دوره‌گرد به قهوه‌خانه سید علی، دوره‌گردهای دیگر به قهوه‌خانه دروازه شمیران، بارفروش‌ها و شهرستانی‌ها در میدان به قهوه‌خانه میدان و دزدها و جیب‌برها به قهوه‌خانه دروازه قزوین و خیابان قزوین می‌رفتند.

جالب اینکه، معیار فروش و دخل قهوه‌چی‌ها، میزان قند مصرفیشان بود که در تهران، بین 6 تا 30 کیلو قند در روز متغیر بود و اینکه، در هر قهوه‌خانه افرادی به اسم اوسا، چای‌بده، بساط‌دارِ پای سماور، وردست، چای‌بر، استکان‌جمع‌کن، استکان‌شوی، قندی، خلیفه سرچاق‌کن، جاروکش و دیزی‌پز، مشغول به کار بودند و حقوق متفاوتی نیز دریافت می‌کردند. در این میان، دهقان‌ها معمولاً پس از پنج‌شش سال شاگردی در قهوه‌خانه‌ها، یا به روستایشان بر می‌گشتند یا شغل دیگری را انتخاب می‌کردند، چون این کار را پر زحمت می‌دانستند. ولی شهری‌ها معمولاً پس از شاگردی در قهوه‌خانه‌ها، سرانجام خودشان صاحب قهوه‌خانه می‌شدند؛ در قهوه‌خانه‌ها رسم بر این بود که دو استکان چای بنوشند. در تهران هم که چای را بی‌گفتگو، جفت به مشتری می‌دادند.

مورد جالب دیگر اینکه، خانم‌های طبقه اعیان که کمتر پیاده از خانه بیرون می‌رفتند، وقتی می‌خواستند مچ شوهرهایشان را بگیرند، لباس مردانه می‌پوشیدند و خودشان را به شکل مردها در می‌آوردند و با دادن رشوه، وارد قهوه‌خانه‌ها می‌شدند که این، بخشی از داستان‌های جاری در قهوه‌خانه‌ها بود.

قصه‌های شیرین و گاه تلخ قهوه‌خانه‌ها، آنقدر بی‌شمار است که برای دوری از اطناب و پرگویی، به بخشی از آن بر اساس مقاله قدیمی کاوش بسنده کردیم.

 

 

مشامتان پر از عطر خوش قهوه‌های داغ و خوش‌طعم

شهرهای مرتبط
رویدادهای مرتبط
جاذبه های مرتبط
مراکز اقامتی مرتبط
تجربه یا سوالات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید.
نمایش نظرات: