بزودی!

قبلا عضو ایران پلنر بوده ام!

به ما بپیوندید!

بازیابی کلمه عبور

بروز خطا

نام کاربری یا کلمه عبور اشتباه می باشد.

خوش آمدی!

از اینکه به خانواده بزرگ ایران پلنر پیوستید خوشحالیم!

عضویت شما با موفقیت صورت پذیرفت.

ایمیل فعال سازی به ارسال شد.

بروز مشکل

اطلاعات وارد شده را مجددا بررسی نمایید.

هیچ کجا تهرون نمیشه؛ یادی از مرتضی احمدی

هیچ کجا تهرون نمیشه؛ یادی از مرتضی احمدی

سر دسته مطربان، زنگ را به صدا در آورد و عنوان نمایش را اعلام کرد. مردم هلهله و شادی سر دادند و گروه نوازندگان که کنار تخت حوض نشسته بودند، با کمانچه، تار، تنبک و دایره زنگی شروع به نواختن کردند.

سیاه با ادا و هماهنگ با موسیقی وارد صحنه شد. نوازندگان آنقدر نواختند، تا سیاه عصبانی شد و شروع به مزه پرانی کرد و حالت طنز و خنده دار را به وجود آورد. پس از آن بقیه بازیگرها چون حاجی، زن پوش، دهاتی و... طبق نقش خود بر روی تخت حوض آمدند و نمایش تخت حوضی آغاز شد...

یارا خیلی ناشکری نکن، هیچ کجا تهرون نمیشه / چرا نمیشه؟

کلی شَهری اِصفهون دروازه شمرون نیمیشه / چرا نمیشه؟

شهر شیراز مردمش وفا دارن و صفا دارن / ولی تو قرن اتم، وفا و صفا نون نمیشه / چرا نمیشه؟

شهر اهوازو میگن نیشیکرش خیلی خوبه / ولی خوشمزه‌تر از لبوی تهرون نمیشه / چرا نمیشه؟

آغاسی اگر چه خواننده شهر دیزفوله / ولی ناخون کوچیکه اِبرام غزل خون نمیشه / چرا نمیشه؟

آن وقت تمام گروه با هم خواندند: ای حبیب من، ای عزیز من

شهر رشت و پَهلوی ماهی میگن فراوونه / اگه راست میگن داداش، پس چرا ارزون نمیشه؟ / چرا نمیشه؟

صد تا جیب زن اگر از کشور خارج بیارن / یکیشون مأمور دارایی تهرون نمیشه / چرا نمیشه؟

گرچه توی شهر یزد پارچه اَلوون میبافن / ولی هیچکدوم برای فاطی تنبون نمیشه / چرا نمیشه؟

ای حبیب من، ای عزیز من

صد تا رند سینه چاک گر توی قزوین باشه / ده برابرم بشن حریف فریدون نمیشه / چرا نمیشه؟

قمی پر چونه حرفاش سرتو درد میاره / ولی برنامه‌های تلویزیون نمیشه / چرا نمیشه؟

همدونی‌ها میگن اغلبشون دو زن دارن / مرد دانا که توی زندگی نادون نمیشه / چرا نمیشه؟

ای حبیب من، ای عزیز من

حالا این تهرونو که این همه تعریف میکنن / هی میگن هیچ کجا مثل شهر تهرون نمیشه / چرا نمیشه؟

دیپلمش رو یارو قاب کرده لبو فروش شده / چه کنه بیچاره دیپلم که براش نون نمیشه / چرا نمیشه؟

یارو تا آخر عمرش نزول پول میخوره / پیر میشه، حاجی میشه، اما پشیمون نمیشه / چرا نمیشه؟

اهل تهرون به اتوبوسا آویزون میشن / مرد عاقل که به هیچ چیزی آویزون نمیشه / چرا نمیشه؟

هرکجا هستی بمون پند طلایی گوش کن / تمام تهرون ما شهر خودتون نمیشه / چرا نمیشه؟

ای حبیب من، ای عزیز من....

نمایش‌های تخت حوضی یا رو حوضی که با موسیقی و رقص همراه بوده، در مجالس جشن و شادمانی و عروسی بر پا می شده است.

ابتدا این نمایش‌ها فقط میان اعیان و اشراف قاجاری در تالار خانه‌هایشان برگزار می‌شد اما پس از آن میان مردم عادی نیز رواج پیدا کرد.

روی یک حوض، یک تخته چوب می‌گذاشتند و یا فرشی پهن می‌کردند و دسته‌های مطرب یا مقلد، نمایش‌های طنز و مضحک اجرا کرده و موجبات شادی و فرح تماشاچیان را فراهم می‌کردند.

ترانه‌های این نمایش، برداشتی از قصه‌های فولکلوریک و عامیانه بود و گاهی در آن هجو و زبان تند و تیز نقدهای اجتماعی به صورت بدیهه مطرح می‌شد. بازیگر بدون در نظر گرفتن قید زمان و مکان، به صورتی اغراق آمیز، روایتی طنز از آدم‌ها و زندگیشان مطرح می‌کرد و زشتی‌های زندگی فردی و اجتماعی چون ریاکاری، حسادت، تعصب، ظلم و بی عدالتی و... را به نمایش می‌گذاشت و مایه خنده و شادی مردم را فراهم می‌کرد. حتی لباس‌ها و آرایش سر و صورت نیز شکلی اغراق آمیز داشت.

این ترانه‌ها آنقدر میان مردم مورد اقبال قرار گرفت که نقل زبان زنان و مردان بود و در سر کوی و برزن به وفور شنیده می‌شد.

تعداد این نمایشنامه‌ها و ترانه‌هایشان بسیار زیاد بود و بازیگران به دفعات نقش خاصی را ایفا می‌کردند و چون بیشتر به محفوظات خود تکیه می‌کردند، متن گفتگو ها یا دیالوگ‌هایشان هر شب متفاوت می‌شد.

پاتوق سر دسته‌های رو حوضی، ابتدا باغ ایلچی در انتهای بازار عباس آباد و بعد از آن قهوه خانه مشدی صفر در خیابان سیروس بود. مطرب‌ها هم اول در قهوه خانه امامزاده زید در انتهای بازار کفاش‌ها جمع می‌شدند و بعدها به کاروانسرای کلاهدوز ها، خرابه سید ولی در انتهای بازار عباس آباد و بازار کفاش‌ها رفتند.

اسماعیل بزاز از نام آور ترین بازیگران رو حوضی بود و ناصر الدین شاه بسیار به آن توجه داشت. این نمایش‌ها در زمان رضا شاه نیز ادامه پیدا کرد. از سال ۱۳۱۷ بازیگران تئاتر با این گروه‌ها همراه شدند و از سال ۱۳۲۰ خیابان سیروس مرکز برو بیای هنرمندان برای اعزام به عروسی‌ها و مجالس شادی شد و بنگاه‌های شادمانی به وجود آمد. از دهه‌های ۴۰ و ۵۰ تلویزیون و رادیو آنقدر شایع شد که بساط این مطربان را بر هم ریخت.

احمد معیر از جمله کسانی بود که تحولی در نمایش‌های رو حوضی به وجود آورد و مرتضی احمدی تنها کسی بود که بدون چشمداشت ترانه‌های رو حوضی را جمع آوری کرد و آن‌ها را به صورت ضربی خوانی بازخوانی کرد.

زنده یاد مرتضی احمدی بازیگر، صدا پیشه و خواننده در ۱۰ آبان ۱۳۰۳ در جنوب تهران متولد شد و در ۳۰ آذر ۱۳۹۳ در سن ۹۰ سالگی چشم از جهان فرو بست.

وی از پیش پرده خوانان منحصر به فرد قدیمی به شمار می‌رفت و گنجینه‌ای استثنایی از ترانه‌ها و فولکلور تهرانی‌های قدیم در حافظه داشت. مرتضی احمدی برای ماندگاری این گنجینه بیشمار دست به نوشتن تالیفاتی زد که بعد از وی ماندگار شد. "کهنه‌های همیشه نو"، "فرهنگ بر و بچه‌های تهرون" و "پرسه در احوالات ترون و ترونیا" و ثبت قدیمی ترین ترانه‌های روحوضی و کوچه بازاری از این دست است.

نامش گرامی و راهش پر رهرو...

شهرهای مرتبط
رویدادهای مرتبط
جاذبه های مرتبط
مراکز اقامتی مرتبط
تجربه یا سوالات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید.
نمایش نظرات: