بزودی!

قبلا عضو ایران پلنر بوده ام!

به ما بپیوندید!

بازیابی کلمه عبور

بروز خطا

نام کاربری یا کلمه عبور اشتباه می باشد.

خوش آمدی!

از اینکه به خانواده بزرگ ایران پلنر پیوستید خوشحالیم!

عضویت شما با موفقیت صورت پذیرفت.

ایمیل فعال سازی به ارسال شد.

بروز مشکل

اطلاعات وارد شده را مجددا بررسی نمایید.

خانه سیمین و جلال، خانه ادبیات ایران

خانه سیمین و جلال، خانه ادبیات ایران

مطالب مرتبط

کمتر کسی است که با عاشقانه‌های سیمین دانشور و جلال آل احمد آشنا نباشد، زوجی دوست داشتنی که در سال ۱۳۲۸ دست تقدیر آنها را در مسیر شیراز به تهران در کنار یکدیگر قرار داد.

اتوبوس در حال حرکت بود که یک آقای بسیار مؤدب و خوش تیپ بلند شد و جایی در کنار خود به سیمین دانشور داد. شنیده بود کسی به این نام و مشخصات در اتوبوس نشسته است. بعد هم تا خود تهران درباره کتاب‌‌، نویسندگی و نویسنده‌ها حرف زدند.

صبح روز بعد، جلال آل احمد در کنار خانه سیمین دانشور بود و مدتی بعد آوازه ازدواج این زوج نویسنده زبانزد شد.

نخست خانه‌ای اجاره کردند و ۴ سال پس از این وصلت، سیمین برای ادامه تحصیل به انگلستان می‌رود و جلال در سال ۱۳۳۱، در شمال تهران، در محله دزاشیب، با حقوق نویسندگیشان و با دست خود خانه‌ای ساخت. درست حوالی خانه نیما یوشیج و ابراهیم گلستان. نام بن بست را خود جلال نیز "ارض" گذاشت. بن بستی که همچنان به این نام خوانده می‌شود.

نامه‌های عاشقانه، احساسات و مسائل مرتبط با آن، روابط عاطفی و انسانی این دو و سعی شأن در شناخت یکدیگر نیز بخشی از روزهای دوری این زوج را شامل می‌شود که بسیار شیرین و خواندنی است.

"جلال عزیزم، قربانت گردم. رفتم و از سخت جانی‌های خود سخت شرمنده ام. بی تو یک دم زیستن شرط وفاداری نبود. وقتی از تو جدا شدم همانطور که پیش بینی می‌کردم، مثل جفت مرغان مهاجر چندان اندوهی فرا گرفتم که از گریه نتوانستم خودداری کنم..." این نامه‌ها پیوند دهنده و مستحکم کننده احساسات روزهای فراغشان بود.

" خوب سیمین جان، یک خریت کرده‌ام که ناچارم برائت بنویسم. ۴ و سه ربع بعد از ظهر از سرکاغذ بلند شدم لباس پوشیدم و رفتم شمیران. می‌خواستم کمی هوا بخورم. چون صبح تا آن وقت خانه مانده بودم. نزدیک پل رومی که رسیدم دم غروب بود و هوا تاریک داشت می‌شد. از پل عبور کردم و یک مرتبه یادم به آن روزها افتاد که با هم از همین راه می‌آمدیم و می‌رفتیم و آخرین و تنها گردشگاهمان بود. روی هر سنگی که یک وقت نشسته بودیم اندکی نشستم و هوای تو را بو کردم و در جستجوی تو زیر همه درختها را گشتم و بعد از همان راه معهود به طرف جاده‌ی پهلوی راه افتادم. وسطهای راه کم کم تاریک شد و کسی هم نبود، یک مرتبه گریه ام گرفت..."

جلال آل احمد در سال ۱۳۴۸ نا به هنگام در گذشت و سیمین که در زندگی با جلال طعم شیرین خوشبختی را حتی بدون داشتن فرزند چشیده بود، تا پایان عمر خود از آثار جلال و خانه‌اش حفاظت کرد و پناه عاشقان جلال و دوستداران ادب شد.

خانه زیبای سیمین و جلال، در سال ۱۳۹۰، پس از درگذشت سیمین، محل زندگی خواهر سیمین، ویکتوریا دانشور و همسرش شد و در سال ۱۳۹۱ عامل ستیز و جدال وارثانش. تا اینکه در سال ۱۳۹۳ توسط شهرداری تهران خریداری شد و به کوشش شرکت توسعه فضاهای فرهنگی شهرداری تهران مورد مرمت و بازسازی قرار گرفت.

خانه سیمین دانشور و جلال که دانه دانه خشت‌هایش با عشق و محبت ساخته شده بود، ۴۲۰ متر مربع مساحت دارد و با زیربنایی در حدود ۲۵۰ متر مربع که ۲ طبقه را شامل می‌شود.

خانه ای بزرگ و زیبا با درختان سرسبز و حوض آبی با صفا که یادآور  "جشن فرخنده" جلال است. "ماهی‌ها را خیلی دوست داشت. ماهی‌های سفید و قرمز حوض را. وضو که می‌گرفت اصلاً ماهی‌ها از جاشان هم تکان نمی‌خوردند. اما نمی‌دانم چرا تا من می‌رفتم طرف حوض در می‌رفتند. سرشان را می‌کردند پایین و دمهاشان را به سرعت می‌جنباندند و می‌رفتند ته حوض. این بود که از ماهی‌ها لجم می‌گرفت..."

درها و پنجره‌ هايش چوبي و سبز رنگ است و دیوار های داخلش پر از نقاشی و عکس های سیمین و جلال است و نقاشی بی نظیری از استاد آغداشلو.

مرمت این بنا که در سال ۱۳۸۳ در فهرست آثار ملی به ثبت رسید، به دلیل اختلافات خانوادگی، محدودیت‌های مالی، موضوع‌های فنی و رعایت اصول مرمت و تهیه مصالح مناسب برای این بنای تاریخی به تأخیر افتاد.

تا اینکه شهرداری تهران نیز حدود ۲ میلیارد تومان برای مرمت خانه این اسطوره های ادبی ایران در نظر گرفت تا خانه-موزه‌ای با هدف بزرگداشت آن دو با عنوان خانه–موزه جلال و سیمین و یا خانه ادبیات ایران شکل گیرد و به محفلی فرهنگی برای اهالی ادب و هنر تبدیل شود.

قرار است طراحی و چینش خانه به همان صورت گذشته باقی بماند و یادآور حال و هوای روزگار سیمین و جلال باشد.

از جمله اقدامات صورت گرفته برای این بنا محوطه سازی، کف سازی و نازک کاری است. آماده سازی مسیر دسترسی به آب انبار قدیمی و نورپردازی نیز صورت می‌گیرد که لازمه خانه-موزه‌ای این چنین با اصالت است.

این خانه نویسندگان و شاعران بسیاری را به خود دیده است و تا زمان حیات جلال و پس از آن محل رفت و آمد اهالی علم و ادب بود. پس از آن توسط سیمین نگه داری می‌شود و اگر حالا پا در خیابان دزاشیب، کوچه رهبری، بن بست ارض بگذاریم، همچنان نام سیمین دانشور بر زنگ خانه دیده می‌شود.

خانه سیمین و جلال، خانه ادبیات ایران
خانه سیمین و جلال، خانه ادبیات ایران
شهرهای مرتبط
رویدادهای مرتبط
جاذبه های مرتبط
مراکز اقامتی مرتبط
تجربه یا سوالات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید.
نمایش نظرات: