بزودی!

قبلا عضو ایران پلنر بوده ام!

به ما بپیوندید!

بازیابی کلمه عبور

بروز خطا

نام کاربری یا کلمه عبور اشتباه می باشد.

خوش آمدی!

از اینکه به خانواده بزرگ ایران پلنر پیوستید خوشحالیم!

عضویت شما با موفقیت صورت پذیرفت.

ایمیل فعال سازی به ارسال شد.

بروز مشکل

اطلاعات وارد شده را مجددا بررسی نمایید.

به کجا چنین شتابان؟

به کجا چنین شتابان؟

استاد محمدرضا شفیعی کدکنی، نوزدهم مهرماه 1318 خورشیدی، در کدکن تربت حیدریه زاده شد. وی، برای گذراندن دوره دبستان و دبیرستان به مشهد رفت و مدتی نیز، به یادگیری زبان و ادبیات عرب، فقه، کلام و اصول پرداخت و پس از فراگیری مقدمات علوم دینی نزد پدرش، وارد حوزه علمیه خراسان شد.

شفیعی کدکنی، در سال 1348 خورشیدی، پس از اتمام دوره دکترای ادبیات فارسی در دانشگاه تهران، در بنیاد فرهنگ ایران و کتابخانه مجلس سنا مشغول به کار شد و سپس، در دانشکده ادبیات تهران در رشته سبک‌شناسی و نقد ادبی، به تدریس پرداخت. همچنین، مدتی در دانشگاه‌های آکسفورد انگلستان و پرینستون امریکا، به عنوان مدرس و محقق مشغول به کار شد.

زبانِ شعری او، بسیار فصیح و روشن و نرم است و در شعرهایش، هرگز پرگویی دیده نمی‌شود. او شاعری نمادگراست و این نمادها، یا از عناصر و پدیده‌های طبیعی و یا از متون فرهنگی و ادبی و اساطیری گرفته شده‌اند. وی همچنین، استادی چیره‌دست و خلاق در ابداع ترکیب‌های زیبای زبان فارسی است. روایی بودن اشعار، استفاده از عنصر تکرار و مکالمه و رنگمایه فلسفی، از دیگر ویژگی‌های شعرهای اوست.

استاد شفیعی کدکنی، با تخلص م. سرشک، شاعری را با غزل آغاز کرد و به عقیده خودش، از زمان نشست و برخاست با دکتر علی شریعتی در انجمن پیکار دانشکده ادبیات، حقیقتاً با شعر نیمایی آشنا شد و با شرکت در انجمن‌های ادبی آن روزهای خراسان، بر تجربیاتش افزود. در همان سال‌ها نیز، با محمد قهرمان و م .آزرم و سرگرد نگارنده آمد و شد داشت؛ استاد م. آزرم و دکتر شریعتی، از جمله کسانی بودند که به ادبیات جدید، به‌خصوص شاخه نیمایی آن گرایش داشتند.

به پیشنهاد ایران پلنر، شعر زیر را با هم می‌خوانیم.

 

به کجا چنین شتابان؟

 

«به کجا چنین شتابان؟»

گون از نسیم پرسید

 

«دل من گرفته زین‌جا

هوس سفر نداری؟

ز غبار این بیابان»

 

«همه آرزویم اما

چه کنم که بسته پایم»

 

«به کجا چنین شتابان؟»

 

«به هر آن کجا که باشد

به جز این سرا، سرایم»

 

«سفرت به‌خیر اما

تو و دوستی خدا را

چو از این کویر وحشت

به سلامتی گذشتی

به شکوفه‌ها، به باران

برسان سلام ما را»

 

شهرهای مرتبط
رویدادهای مرتبط
جاذبه های مرتبط
مراکز اقامتی مرتبط
تجربه یا سوالات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید.
نمایش نظرات: