بزودی!

قبلا عضو ایران پلنر بوده ام!

به ما بپیوندید!

بازیابی کلمه عبور

بروز خطا

نام کاربری یا کلمه عبور اشتباه می باشد.

خوش آمدی!

از اینکه به خانواده بزرگ ایران پلنر پیوستید خوشحالیم!

عضویت شما با موفقیت صورت پذیرفت.

ایمیل فعال سازی به ارسال شد.

بروز مشکل

اطلاعات وارد شده را مجددا بررسی نمایید.

دالاهو؛ شهر نوای تنبور و دلیرمردی‌ها

دالاهو؛ شهر نوای تنبور و دلیرمردی‌ها

مطالب مرتبط

دالاهو این روزها عزادارِ زلزله کرمانشاه است. این اما چیزی از تاریخ پرطمطراق و فرهنگ عمیق مردم این شهرستان کم نمی‌کند؛ دالاهو هنوز هم شهرِ تنبور است و شهر دست‌سازه‌های فلزی، که یکی نشان هنر و ذوق مردمان آن و دیگری نشانی از مردانگی، شجاعت و صلابت آن‌هاست. دالاهو حالا شاید بخشی از آثار تاریخی‌اش فرو ریخته باشد اما تاریخش نه. دالاهو هنوز هم؛ در دامنه‌های سبز و سرد کوه سربه‌فلک‌کشیده‌اش شهری تماشایی است. با ایران‌پلنر همراه باشید تا دالاهو را بیشتر بشناسید.

 

از زبان و فرهنگ تا جغرافیای زندگی مردم دالاهو

شهرستان دالاهو که پیشتر بخشی به نام کرند غرب بود، به این دلیل دالاهو نام گرفت که کوهی معروف به نام دالاهو بر بالای سر این منطقه ایستاده است. برخی مستندات تاریخی در ادعایی نزدیک به یقین گفته‌اند که دالاهو واژه دگرگون‌شدهِ "بالاهوته" یا "بالاهوتا" است که دو واژه باستانی هستند و اینشوشیناک پادشاه عیلام از آن نام برده بوده‌است. اما چه معنایی پشتِ سر"دالاهو" وجود دارد؟ بنا بر باور مردمان و محققان ریشه این واژه کردی است که از ترکیب "دال" و "آهو" ساخته شده است؛ دال یعنی عقاب و و عو یعنی آهو. به روایت دیگری دالاهو به طور کل معنای لانه عقاب را نیز می‌دهد.

اما زبان این مردمان که دال و آهو را کنار هم گذاشته‌اند چیست؟ مردم شهرستان دالاهو به زبان کردی و گویش‌هایی همچون هورامی، گورانی، کلهری و جافی حرف می‌زنند. این گویش‌ها در روستای مختلف متفاوت هستند اما به طور کلی دو گویش کردی کلهری (یا جنوبی) و کردی سورانی (یا جافی) در این شهرستان غلبه دارد.

دالاهو که پیش‌تر یک بخش بود و نه یک شهرستان، در 99 کیلومتری استان کرمانشاه قرار دارد. این شهرستان از سمت شمال به ثلاث باباجانی، از غرب به سرپل ذهاب، از جنوب به گیلان‌غرب و از شرق نیز به اسلام‌آباد و کرمانشاه می‌رسد. دالاهو که منطقه‌ای کوهستانی است در پست‌ترین منطقه اتفاعی 100 متری دارد.

این شهرستان 1900 کیلومتر مربع مساحت دارد و 154 روستا. کل جمعیتِ آن تقریبا 55 هزار نفر تخمین زده می‌شود که 17 هزار نفرشان نیز عشایر هستند.

شهرستان دالاهو بنابر تقسیمات کشوری، دو بخش مرکزی و گهواره دارد. در بخش مرکزی آن دهستان‌هایِ بان‌زرده، بیونیج و حومه کرند و شهر کرند غرب قرار دارند و در بخش گهواره دهستانِ قلخانی و گورانی و شهر گهواره.

 شغل مردمان دالاهو کشاورزی، دامداری، باغ‌داری و صنایع دستی است. صنایع دستی دالاهو بیش‌تر ابزاری فلزی هستند که معروف‌ترینِ این ابزار چاقو است که به ظرافت و زیبایی تهیه می‌شود و بخشی از فرهنگ مردم را نیز تصاحب کرده است.

اما شاید آن‌چه این روزها بیش از همه درباره این منطقه شنیده باشیم، صدای سازِ تنبور آن باشد؛ صدایی که از کرند و دالاهو سر به فلک کشیده است. درباره اهمیت هنرِ تنبور نوازی در دالاهو شاید همین کفایت کند که بدانیم آیینِ باستانی تنبور نوازی مردم دالاهو هرسال نیمه‌های آبان برگزار می‌شود.

اما دین مردم دالاهو نیز خود یکی از موارد خواندنی درباره این شهرستان است. بخش زیادی از مردم این شهرستان پیرو دین باستانی یارستان هستند. برخی دیگر نیز از مردم جزو اقلیت سنی هستند. در کرند غرب همچنین مقبره دو رهبر اهل حق به نام‌های پیرموسی و بنیامین وجود دارند که امروز به دو مکان باستانی و تفریحی بابا یادگار و داوود کوسوار تبدیل شده‌اند که البته هنوز اصلی‌ترین زیارتگاه یارستان هستند.

 

تاریخ دالاهو؛ تاریخی برابر با تاریخ ایران

شاید کم‌تر درباره تاریخی که بر منطقه دالاهو و کرند غرب گذشته باشد خوانده باشیم و بدانیم، اما کم‌وبیش داده‌ها از این منطقه به ما می‌گوید که دالاهو تاریخی دارد برابر با تاریخِ پیدایش ایران؛ از ورود آریایی‌ها به ایران تا حمله عراق به مرزهای ایران و این اواخر نیز زلزله کرمانشاه.

مردم کردستان دالاهو را جایی برای زندگی اسطوره‌ها و شخصیت‌های حماسی و کهن ایرانی می‌دانند. آن‌ها بر این باورند که شخصیت‌هایی همچون جمشید، ایرج، هوشنگ، ضحاک، کاوه آهنگر، کیکاووس، کیخسرو، گرشاسب و ... بنا بر آن‌چه در متون دینِ یارسان آمده در دالاهو بوده‌اند. برخی محققان نیز البته بر این عقده‌اند که واژه هو در دالاهو می‌تواند مرتبط با آیین یارسان باشد؛ چه بسا در متون مربوط به این آیین به این واژه اشاره شده‌است.

 

اینکه چنین بوده یا نه، نیازمند پژوهشی عمیق است اما امروز می‌دانیم که کرند زمانی به دلیل قرار گرفتنش بر سر شاهراه ابریشم از اهمیت زیادی برخوردار بوده‌است.

مورخان با ارجاع به کتیبه پادشاه عیلامی یعنی دیاکونوف، شوتروک ناخوتنه اول که از شهری به‌نام کرینتاش نام برده‌است، احتمال داده‌اند که این شهر همان کرند امروزی است. بنا بر تاریخِ والتر هینتس، ناخوتنه دوم نیز شهر کارینداش را به عنوان یکی از متصرفاتش ذکر کرده است.

ذبیح‌الله صفا در کتاب حماسه‌سرایی ایران با رجوع به اوستا می‌گوید که در این کتاب از کرند یاد شده است. او "کوی رینت" را در این تکه از اوستا که نوشته "ژی دهاک سه پوزه در «کوی رینت »، دارنده ی راه دشوار، .... ویو ( فرشته ی باد ) را ستود و از او خواست تا وی را یاری دهد تا هر هفت کشور را از آدمی تهی کند" با کرند امروز منطبق کرده است.

در کتاب "ایران در سپیده‌دم تاریخ" آمده که "ینشوشیناک" پادشاه دوره عیلامی، بالاهوتا و سرپل زهاب را فتح نموده است و برای پس گرفتن ظروف سرقت‌رفته از افرادِ قبیله بالاهوته که در زاگرس مرکزی سکونت داشتتند به این ناحیه لشکرکشی کرده است.

در همین کتاب آمده است که بنا بر ریشه‌شناسی زبان عیلامی "هوته" به معنای جا و مکان است. بر این اساس برخی فرض گرفته‌اند که "بالا" نیز در واژه کهن دالاهو یعنی "بالاهوتا" معنای منطقه‌ای بلند و کوهستانی را می‌دهد که درنتیجه می‌تواند نامی معنادار برای دالاهو باشید.

پس از اسلام اطلاعات بیش‌تری درباره این منطقه وجود دارد. در تاریخ‌نگاری ابودلف، در بخش سفر به ایران درباره "کرند" نوشته شده است که: "در مرج‌القلعه شهر زیبایی وجود دارد که هوای آن بسیار سرد و آب‌های سردی نیز در آن جاریست... خلفای عباسی ایلخی در مراتع آن اسبان خود را نگه می‌داشتند و در دوره افشاریه مرکز تدارکات سپاه نادرشاه بوده است. همچنین او نوشته"در مرجالقلعه مرغزار وسیعی است که در آن آثار شگفت انگیز قلعه ای از ساختمان‌های زمان عاد وجود دارد. در مرج القلعه شهر زیبایی وجود دارد که هوای آن بسیار سرد است در آنجا  قلعه ای ویران، مشرف بر باغهای شهر وجود دارد که گفته می شود خسروپرویز یکی از پسران خود را در آن به قتل رساند".

به نظر می‌آید که حمدالله مستوفی اولین کسی باشد که پس از او از کرند یاد کرده‌است.

درباره اطلاعات دیگر درباره دالاهو پس از اسلام شاید بد نباشد به کتاب تیمور لنگ نیز اشاره شود که از جنگندگی و شجاعت مردم کوه‌های این مطقه نام برده بود.

همچنین گفته می‌شود کرند در دوره صفویه آباد شد و کاروان‌سراهایی نیز در آن احداث شد؛ چنان‌که پیترو دالاواله که در عصر صفوی به ایران آمده بود از این فضاها یاد کرده است. ژان اوتر سفیر لویی پانزهم نیز دیگر مسافر به ایران است که در عصر افشاریه به ایران آمده بود و در مورد کرند نگاشته است: "پس از پیمودن کوه‌های سخت و دشوار به کرند رسیدیم که نخستین آسایشگاه ما در ایران بود که بر بالای بلندی‌های حلوان واقع شده و رو به ویرانی است".

 

این اطلاعات درباره دالاهو، اطلاعاتی جسته و گریخته هستند و می‌توان به قاطعیت گفت که بیش‌ترین اطلاعات درباره این منطقه از دوره قاجاریه به بعد بود که جمع‌آوری شد. سفرنامه ناصرالدین‌شاه یکی از منابع است. بنابر روایت اوژان اوبن این شاه در سفرنامه‌اش آورده که: "کرند قصبه بزرگی است با ششصد خانوار کرندی وحدود بیست خانوار یهودی... اهالی آن بیشتر از طایفه گوران کرندی، باباجانی و دهستان‌های بیونیج و بان زرده می­باشند... . رباط بسیار بزرگی که شاه سلیمان صفوی به اهتمام شیخ علی­خان زنگنه ساخته، لیکن گردش روزگار از کارش انداخته، آسیابشان پانزده مجراست و آبشان بی­حد و مرز، شش دستگاه چخماق‌سازی دارند و شب و روز در کارند... . چشمه­ای در یک فرسنگی آنجاست که مشهور به سرچشمه و زیباست همه کس از کیفیت آن چشمه در حیرت است و چشم و دل مسافر مجاور از استحضارش بی­بصیرت..."

عضدالملک نیز کرند را شهری پلکانی توصیف کرده و درباره‌اش نوشته است: "کرند در میان دره ای واقع شده و خانه هایش در نهایت دره است و بام هر خانه ی زیرین، سطح خانه ی فوقانی به شمار می آید".

 

دالاهو در دوره جنگ‌های جهانی نیز منطقه‌ای پر روایت است؛ مثلا آنکه با شروع جنگ جهانی اول یکی از مراکز مقاوت آزادی‌خواهان مخالف روسیه و انگلستان بوده است.

محققان این منطقه نوشته‌اند که در دوره حاکمیت پهلوی نیز کرند یا دالاهوی امروز شاهد اتفاقات و رویدادهای سیاسی زمان بوده، مثلا آن‌که در آن‌جا نیز نزاع و کشمکش‌های داخلی میان هوادارن دکتر مصدق و خوانین طرفدار شاه رخ داده است.

اما شاید آنچه امروز و برای ما بیش‌تر قابل لمس باشد تجربه مناطق کردنشین در دوره جنگ تحمیلی پس از انقلاب باشد، دوره‌ای که هنوز هم می‌توان آثار آن را در قالب آثار جنگ بر روی این منطقه و در خاطره مردمان آن جستجو کرد.

 

یادگارهای تاریخ در دالاهو

تاریخ پرفراز و نشیب این منطقه در این چند پاراگراف نمی‌گنجد، اما شاید بد نباشد با معرفی برخی مناطق تاریخی آن اشاره‌ای به آنچه در دالاهو گذشته بکنیم.

 

قلعه مریم که در ارتفاع صدمتری و سرچشمه رود قره بلاغ قرار دارد، بنایی ساخته شده از ملاط گچ و سنگ است که به گفته مردم محلی خسروپرویز برای همسر خود آن را ساخته است.

مسجد عبداله‌بن عمر را یکی از تاریخی‌ترین مساجد دوره صدر اسلام می‌دانند و گفته می‌شود که این بنا را عبدالله‌بن عمر پسر خلیفه دوم ساخته که قدمتش همزمان با ساخت مسجد تاریخانه دامغان و شاید قدیمی‌تر از آن است.

قلعه یزدگرد بر بلندای یکی از بلندترین قله‌های کوه دالاهو واقه شده است. این دژ زیبا، بنا بر باور مردم منطقه مامنی برای یزدگرد و دخترش شهربانو در زمان حمله اعراب به ایران بوده است. کاوش‌های باستان‌شناختی قدمت این قلعه را به دوره اشکانیان نسبت داده‌اند.

قلعه داور نیز که در دهستان بان‌زرده و بافتی روستایی قرار گرفته آتشکده‌ای مربوط به دوره ساسانیان است.

تاق گرا یا همان تاق شیرین بنای تاریخی دیگری است که در 15 کیلومتری شهرستان سرپل ذهاب و در جوار راهی باستانی قرار گرفته است که فلات ایران را به بین‌النهرین وصل می‌کرده است.

روستای سرخه دیزه که دره‌ای توریستی است به دوره ساسانیان مربوط می‌دانند؛ منطقه‌ای کمتر معرفی‌شده که هم طبیعت زیبایی دارد و هم آثار به جای مانده تاریخیِ قابل توجه.

آرامگاه بابایادگار، جایی در پیرامون کوه دالاهو است. از بابایادگار مجموعه‌ای به نام زلال زلال به جا مانده که برای مردمان پیرو آن آیین متنی مقدس است. درباره زندگی بابا یادگار نوشته‌اند: بابایادگار از مادری به نام داده سارا در سده هشتم هجری متولد شده و در هنگام جوانی بنا به دستور سلطان سهاک برای گسترش دادن آیین یارسان به هندوستان و پاکستان رهسپار شده‌است. بابا‌یادگار چون متأهل نشده تا اولادی داشته باشد از این رو دو نفر از یارانش به نام خیال و وصال به سمت پیر بر مریدانش، جانشین خود گردانید و سادات خاندان بابایادگار از نسل آن دونفرند. دشمنان یارسان بابایادگار را کشتند و او را در جایی به نام سرانه در پیرامون کوه دالاهو کرمانشاه به خاک سپردند.

 

 

 

شهرهای مرتبط
جاذبه های مرتبط
مراکز اقامتی مرتبط
تجربه یا سوالات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید.
نمایش نظرات: