بزودی!

قبلا عضو ایران پلنر بوده ام!

به ما بپیوندید!

بازیابی کلمه عبور

بروز خطا

نام کاربری یا کلمه عبور اشتباه می باشد.

خوش آمدی!

از اینکه به خانواده بزرگ ایران پلنر پیوستید خوشحالیم!

عضویت شما با موفقیت صورت پذیرفت.

ایمیل فعال سازی به ارسال شد.

بروز مشکل

اطلاعات وارد شده را مجددا بررسی نمایید.

ممنوع الخروج!

ممنوع الخروج!

مطالب مرتبط

عوارض گرانقیمت خروجی‌‌ همان ممنوع الخروجی مودبانه است.


در کشوری که علوم انسانی در حد علوم غریبه فانتزی تلقی می‌شود، و تصور جامعه از فارغ التحصیلان این رشته مشتی آدم کم هوش و کودن است، نباید انتظاری بیش از این داشت. امروز گران شدن عوارض خروجی کشور به طرز شوکه کننده‌ای نشاندهنده این واقعیت است و که مشت نمونه خروار است. اگر عمیق‌تر نگاه کنیم فقر مشاوران باسواد علوم انسانی در این تصمیم دولت به چشم می‌خورد. کاملا مشهود است که فقط و فقط بعد اقتصادی قضیه در نظر گرفته شده و اصلا بعید نیست که مبدع این تفکر به زودی جایزه و یا لوح تقدیری برای این کشف هزاره سوم دریافت کند!
از منظر تحلیل اجتماعی روان‌شناختی، نادیده گرفتن تاثیرات شوک روانی حاصل از این اتفاق بر قشر متوسط رو به پایین جامعه به مثابه ممنوع الخروج کردن آن دسته از مسافرانی است که با امید فراوان به پس انداز برای رفتن به کشوری از کشورهای همسایه بوده‌اند. و حتی در صورتی که این افراد هرگز نتوانند یا نخواهند سفر کنند اما شوک حاصله از این موضوع بر نشاط جامعه تاثیر گذار خواهد بود.
نگاه لوکس نابخردانه به سفر در این تصمیم موج می‌زند، ازدیدگاه پیشنهاد دهندگان سفر کالایی لوکس و غیر ضروریست و خروج از کشور کاری گناه آلود و یا احتمالا منعلق به مرفهین بی‌درد است. این ‌‌نهایت نابخردی را می‌رساند که برخلاف فرآیند موجود در کشورهای توسعه یافته که بودجه‌ای را برای سفر در سبد خانوار پیش بینی یا پرداخت می‌کنند و این کشور‌ها در صدد تسهیل سفر به منظور ترویج صلح پایدار و از میان برداشتن مرزهای فکری هستند، ایران گامی به جهت عکس بردارد. دولت‌ها تعاملات مثبت مردم با دیگر ملل و فرهنگ‌ها و تجربه آن به گسترش دیدگاه و تلاش و نشاط اجتماعی می‌پردازد. سفر یک امر ضروری و اجتناب ناپذیر و یک حق بشریست!

به گمان من این افزایش عوارض خروج از کشور به دلیل دور از دسترس کردن سفر برای خیل عظیمی از مردم منجر به خمودگی جامعه و گسترش احساس نا‌امیدی می‌شود کما اینکه اگر پیامهای ارسال شده در واکنش به این موضوع از سوی مردم در قالب لطیفه‌های طنز را بررسی و تحلیل محتوا کنیم می‌توان به راحتی پی به احساس ناخوشایند مردم برای دور از دسترس قرار گرفتن سفر را را در آن‌ها به وضوح دید. نکته بعدی در رابطه با تک نرخی بودن عوارض و صعودی بودن آن است که نشان می‌دهد پیشنهاد دهندگان از انواع مسافران ندارند، به نظر ایشان آنکس که کثیر السفر است درآمد نجومی دارد و حتما می‌بایست هزینه‌ای بیش از دیگران پرداخت نماید. در حالیکه موارد متعددی وجود دارد که فرد ممکن است به کرات از مرز خارج شود، من جمله دانشجویان خارج از کشور که معمولا به دلیل شرایط خاصشان در مضیقه مالی به سر می‌برند، بیمارانی که می‌بایست برای درمان از کشور خارج شوند. افرادی که شغلشان سفر است مانند راهنمایان گردشگری و سفرهایی از این دست که تکرر سفر دلیل بر تمکن مالی فرد نیست.
ساده انگاری بعدی مربوط به موازنه گردشگر ورودی و خروجی است. نکته اول اینکه وقتی خروج از کشور سخت باشد ما میزبانان بدتری خواهیم بود. در دسترس نبودن سفر در ایران به دلایل متعدد چون سختی ویزا، گرانی خطوط پروازی به دلیل مبادلات مالی، مشکلات بانکی و پرداختی و... باعث شده که تجربه سفر ایرانیان کم و رفتار‌هایشان به عنوان مه‌مان غریب و بعضا ناپسند باشد. بپذیریم هر چه کمتر ببینیم و بدانیم میزبانان بدتری خواهیم بود. بار‌ها در مصاحبه‌های گوناگون از بنده سوال شده که چه کنیم مردم به خارج نروند! پاسخ بنده این بوده که این پرسش از پایه غلط و بی‌اساس است. چرا که باید دید مردم چرا به خارج می‌روند!

گران شدن عوارض خروجی آنقدر که بر روی تورهای ارزان قیمت خارج از ایران که عمدتا برای استفاده از آزادیهای فردی موجود درخارج است اثر گذار خواهد بود بر سفرهای گران قیمت که انگیزه اصلی آن‌ها پرستیژ است اثری نخواهد گذاشت. چرا که قشر کم‌درآمد معمولا به سفرهای لوکس که اتفاقا مقاصد فرهنگی تری هستند سفر نمی‌کند. این قشر برای شرکت در کنسرت‌ها و مصرف مشروبات الکلی و استفاده از دیسکو به کشورهای همسایه سفر می‌کنند که طبیعتا در اصفهان و شیراز و تبریز، منویات ایشان یافت نمی‌شود پس محدود کردن سفر این قشر نه تنها باعث تقویت سفرهای داخلی نمی‌شود بلکه باعث می‌شود پتانسیلهای تخلیه نشده و رفتارهای مصرف مواد الکلی و... را از خارج از مرز‌ها به داخل مرز سوق داده شوند. قطعا اگر آمار صحیحی از مصرف الکل و رفتارهای مخالف قانون در دست باشد محدودیت مالی خروج از کشور منجر به سوء رفتار در کشور خواهد شد.

تصور کنید فردی را که در سال سه بار از کشور خارج می‌شد و مثلا زمینی به ارمنستان سفر می‌کرده و قطعا هدف از این سفر بازدید از موزه‌های ارمنستان نبوده! حالا مجبور است مجموعا در این سه بار معادل یک بار پرواز خروجی بپردازد. طبیعتا عدم برآورده شدن این نیاز‌ها و خشم موجود بازتاب منفی در جامعه خواهد داشت. از سوی دیگر حیات و ممات بسیاری از دفا‌تر خدمات مسافرتی به تورهای خروجی ارزان قیمت وابسته است که قطعا این افزایش نرخ موجب کم شدن تعداد مسافران به طور قطع در کوتاه مدت به دلیل شوک روانی و ذهنی حاصل از این مساله و در طولانی مدت به دلیل گران شدن قیمت تمام شده تور‌ها خواهد بود، که بر بحث نرخ اشتغال در صنعت تاثیر گذار خواهد بود!

متاسفانه نگاه یکسویه و غیر کار‌شناسی مسئولان گردشگری و خامی و ساده انگاری در تحلیل‌هایشان درد بدتری بود. در تحلیل‌ها نوشته شده بود که چرا نرخ خروج دو برابر ورود است! پاسخ در این است که این دو به هم ربطی ندارند! شیوه‌های جذب مسافران خارجی به مقصد در هر کتاب مقدماتی گردشگری نوشته است کافی است آقایان بر روی صندلی ترم یک کاردانی جهانگردی بنشینند و نیم خط بخوانند و دریابند که این را به آن دخلی نیست! با محدود کردن سفر خروجی نمی‌توان آژانس‌ها را مجبور کرد که توریست بیشتری وارد کشور کنند چرا که گردشگری فرمایشی نیست که ما بگوییم «کن فیکون» شود. بلکه تقاضای گردشگری یعنی تمایل مردم به سفر به یک مقصد و از قضای روزگار مردم دنیا به حرف زور ما گوش نمی‌دهند! بلکه برای جذب ایشان باید راههای دیگری رفت.
امان از این هزار راه نرفته...

شهرهای مرتبط
رویدادهای مرتبط
جاذبه های مرتبط
مراکز اقامتی مرتبط
تجربه یا سوالات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید.
نمایش نظرات: