بزودی!

قبلا عضو ایران پلنر بوده ام!

به ما بپیوندید!

بازیابی کلمه عبور

بروز خطا

نام کاربری یا کلمه عبور اشتباه می باشد.

خوش آمدی!

از اینکه به خانواده بزرگ ایران پلنر پیوستید خوشحالیم!

عضویت شما با موفقیت صورت پذیرفت.

ایمیل فعال سازی به ارسال شد.

بروز مشکل

اطلاعات وارد شده را مجددا بررسی نمایید.

تو را به شاخ نباتت قسم...

تو را به شاخ نباتت قسم...

اصلاً حال و هوای ایران شاعر پرور است. در هر خانواده‌ای، در هر گوشه و کنار ایران زمین، طبع شاعری موج می‌زند. اما در میان این همه، تنها بعضی از شاعران هستند که گوی سبقت را ربوده و محبوب قلب‌ها شدند. یکی از این شاعران بزرگ، خواجه شمس الدین محمد است که آن را به جهت اینکه حافظ کل قرآن بود، حافظ نامیدند. آنقدر این مرد بزرگ است که نه در زمان خودش می‌شد آن را با کسی مقایسه کرد و نه در روزگار امروز هماوردی برایش پیدا می‌شود. آنقدر دلنواز است که آرامگاهش بر طبق اعلام یک شرکت آماری در سال ۹۴ محبوبترین محوطه تاریخی معرفی شد و در صدر لیست بناهای تاریخی کشور از حیث میزان بازدیدکننده قرار گرفت. اما چرا؟ این افسون گری حافظ و دیوان و آرامگاهش از چیست؟ با ایران پلنر همراه باشید تا از چرایی این مسئله مطلع شوید.

 

حافظ هم درد ماست

اگر خوب بنگریم در می‌یابیم که علت محبوبیت حافظیه را باید در شخصیت و اشعار رازآلود حافظ دنبال کنیم. اشعاری که خبر از غیب می‌دهند و چه کسی است که نخواهد از اسرار و عالم غیب و آینده اش مطلع شود. در خانه هر ایرانی حتماً یک عدد دیوان حافظ پیدا می‌شود و هر ایرانی حداقل یک بار در تمام عمرش تفالی به حافظ زده و از آن جویای راه شده است.

خیام، سعدی و مولوی هر کدام از جهاتی مقبول عموم واقع گشتند اما به گفته علی دشتی در کتاب "نقشی از حافظ": "حافظ فکر مأیوس و مهموم خیام، روح پر شور و امیدبخش جلال‌الدین محمد بلخی و قریحه طربناک و غنائی سعدی را به شکل غیر قابل تحلیلی در هم آمیخته، و ادب نوظهوری آفریده که نه خیام است، نه مولانا، و نه سعدی؛ ولی از این هر سه عنصر به حد وافر بهره گرفته است، مانند فلزی که از چند فلز مختلف ترکیب یافته، ولی از حیث خاصیت و اثر کلی غیر از فلز‌های اولیه است."

و اما این فلز خاص و متفاوت رازی دارد که در این نکته جلوه گر است. اشعار حافظ چند عالم فکری و عاطفی را در هم آمیخته به گونه‌ای که هر فارسی زبان در هر عصری خود را در آن شریک می‌داند. اوضاع و احوال اجتماعی، جریان‌های فکری و فرهنگی ایران، دردهای تاریخی، بیدادگری‌ها، دین فروش‌ها، خودپرستی‌ها و... همه در دل اشعار حافظ نهفته است و نشان دهنده باورها، آرزوها، نیازها، غم‌ها و شادی‌های مردم ایران زمین از گذشته تا به امروز است. همین می‌شود که هر کس که به دیوانش رجوع می‌کند، آن را کاشف هر راز می‌داند و اگر اهل دل و آشنا به واژگان حافظ باشد، گمشده خود را می‌یابد. راز حافظ درست در همدلی و همدردی او با ماست.

جامی که خود خاتم الشعرا لقب داشته از ستایشگران حافظ است و او را لسان الغیب و ترجمان‌الاسرار می‌خواند. ساموئل جانسون شاعر و نویسنده انگلیسی زبان می‌گوید: شکسپیر روح زبان است اما حافظ روح تمام زمان هاست.

از طرف دیگر مضمون آفرینی‌ها و خیال پردازی‌های بی مانند حافظ و توانایی سحرانگیزش در ترکیب و آرایش کلام عامل دیگری از محبوبیت بی شمارش است.

 

‌به ناامیدی از این در مرو بزن فالی 

در طول تاریخ بسیاری از افراد، از عام و خاص، از همان روزگار به دیوان حافظ رجوع می‌کردند و احوال و روزگار خود را در دیوان خواجه جستجو می‌کردند و گمشده خود را می‌یافتند. در این میان به چند نمونه که تفال به حافظ راه گشایشان بوده اشاره می‌کنیم:

- روزی شاه طهماسب صفوی انگشتر گران بهایش را گم می‌کند دلتنگ می‌شود و می‌گوید دیوان حافظ را بیاورید که ببینیم راه به کجا می بریم. برای تسلی خاطرش به دیوان خواجه روی می‌آورد و پس از انجام آداب فال، دیوان را می‌گشاید و چنین می‌آید:

دلی که غیب نمای ست و جام جم دارد                            ز خاتمی که دمی گم شود چه غم دارد.

شاه طهماسب از شدت تعجب دست را به زانو می‌زند و در همان حین احساس می‌کند چیز برجسته ای زیر دستش آمد. آن را پیگیری کرده و انگشتر خود را زیر سجاف لباسش می‌یابد.

- می‌گویند شاه عباس صفوی وقتی حکومت را به دست گرفت هنوز خیلی جای‌ها بود که باید از آن خود می‌کرد و حاکمیت خود را به اثبات می‌رساند. در فکر بود که به تبریز لشکر بکشد اما تردید می‌کند. از این رو تفالی به حافظ می‌زند و غزلی می‌آید که یک بیت آن این بود:

عراق و فارس گرفتی به شعر خوش حافظ                        بیا که نوبت بغداد و وقت تبریز است

شاه عباس شگفت زده می‌شود و به تبریز لشکرکشی می‌کند و بعدها به اهمیت تاریخی و سیاسی تبریز پی می‌برد.

- در روایت دیگر است که جهانگیر شاهزاده‌ای از پادشاهان گورکانیان هند از پدر خود آزرده می‌شود و از او جدا شده و در مکان دیگر ساکن می‌شود. پس از مدتی تردید می‌کند که با پدر آشتی کند یا نه. اگر دوستی و آشتی برقرار می‌شد، تخت سلطنت پدر از آن او بود اما چون قهر کرده بود راه چاره را در دیوان حافظ دید پس تفالی زد:

چرا نه در پی عزم دیار خود باشم                                 چرا نه خاک ره کوی یار خود باشم

غم غریبی و غربت چو بر نمی تابم                               به شهر خود روم شهریار خود باشم

چو کار عمر نه پیداست باری آن اولی                             که روز واقعه پیش نگار خود باشم

به موجب این فال به سرعت به ملازمت پدر رفت و پس از شش ماه اکبر شاه فوت شد و تاج تخت را به دست آورد.

- حتی خود حافظ نیز بارها در اشعار خود به راهبر بودن دیوانش به جهان غیب و عالم حقیقت اشاره کرده است و آنجایی که می‌گوید:

به ناامیدی از این در مرو بزن فالی                               بود که قرعه دوات به نام ما افتد. و یا:

از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش                            زده‌ام فالی و فریاد رسی می‌آید،

به حقیقت اشعار خود ایمان دارد.

 

همین می‌شود که حافظ محبوبیت فوق العاده ای میان همه نوع قشر پیدا می‌کند و آرامگاهش براساس آماری در سال ۱۳۹۴ با بیش از یک میلیون و سیصد و شصت هزار نفر بازدیدکننده در طول سال در صدر لیست محبوب ترین مکان‌های تاریخی و فرهنگی قرار می‌گیرد.

آن وقت است که سالانه بسیاری از افراد راهی شیراز و آرامگاه خواجه می‌شوند و با دلی پر از غم و امید، در کنار آرامگاه زیبایش نشسته و نیت کرده و با فرستادن صلوات و فاتحه‌ای بر حافظ شیرازی، به دیوانش پناه می‌برند: ای حافظ شیرازی! تو محرم هر رازی! تو را به خدا و به شاخ نباتت قسم می‌دهم که هر چه صلاح و مصلحت می‌بینی برایم آشکار و آرزوی مرا برآورده سازی...

شهرهای مرتبط
رویدادهای مرتبط
جاذبه های مرتبط
مراکز اقامتی مرتبط
تجربه یا سوالات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید.
نمایش نظرات: