بزودی!

قبلا عضو ایران پلنر بوده ام!

به ما بپیوندید!

بازیابی کلمه عبور

بروز خطا

نام کاربری یا کلمه عبور اشتباه می باشد.

خوش آمدی!

از اینکه به خانواده بزرگ ایران پلنر پیوستید خوشحالیم!

عضویت شما با موفقیت صورت پذیرفت.

ایمیل فعال سازی به ارسال شد.

بروز مشکل

اطلاعات وارد شده را مجددا بررسی نمایید.

حکم، حکم میر نوروزی

حکم، حکم میر نوروزی

مطالب مرتبط

سخن در پرده می گویم چو گل از غنچه بیرون آی                  که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی

نوروز که می رسید، مردم به شور و شوق می افتادند و شروع می کردند به برگزاری مراسمات نوروزی. یکی از این مراسمات، میر نوروزی یا پادشاه نوروزی بود که معمولا تا روز 13 فروردین ادامه پیدا می کرد. این مراسم به این شکل بود که برای تفریح و خنده، شخصی را بر تخت سلطنت می نشاندند و پس از اتمام جشن، سلطنت او به پایان می رسید. پس از آن پادشاه دروغین را مورد تمسخر قرار داده و با زدن چند سیلی بر صورتش آن را از تخت پایین می کشیدند. خود شاه واقعی نیز، برای متابعت از این مراسم نوروزی مدتی خود را خلع کرده و فردی معمولی به عنوان پادشاه، احکام و فرامین سلطنتی را صادر می کرد. با ایران پلنر همراه باشید تا با این مراسم نوروزی آشنا شده و امسال، نوروزی متفاوت را تجربه کنید.

 

قصه میر نوروزی یا پادشاه نوروزی

میر نوروزی پادشاهی است که مدت فرمانروایی اش بسیار کوتاه و سلطنتش متزلزل است. در تاریخ عالم آرای عباسی ماجرای آن این گونه آمده است:" در سال هفتم جلوس شاه عباس اول منجمان پیشگویی کردند که آثار کواکب و قرانات جوی حاکی از آن است که شخصیتی بزرگ و عظیم الشان از منسوبان آفتاب که مخصوص سلاطین بوده است، نابود خواهد شد و ممکن است این اتفاق در ایران روی دهد. جلال منجم یزدی که از اخترشناسان بنام آن روزگار بود این تدبیر را پیشنهاد کرد که پادشاه در آن سه روز خود را از سلطنت خلع کند و شخصی مجرم و واجب القتل را به این سمت منصوب دارد، به طوری که صدق پادشاهی از او به فعل آید و بعد از سه روز اگر حادثه بر او واقع نشد او را به قتل برسانند. همگان این تدبیر را موافق عقل یافتند و اختیار به نام "استاد یوسف ترکش دوز" افتاد که در شیوه الحاد موسوم و موصوف بود. شاه عباس خود را از سلطنت خلع کرد و نام پادشاهی بر او اطلاق فرمود و بعد از سه روز که خطر دفع شد او را کشتند و شاه دوباره بر تخت سلطنت جلوس نمود." (323-324)

از طرفی عده ای دیگر از محققین بر این باورند که چون پادشاه باید نامیرا و از هر گونه بدی به دور باشد، در هنگام بهاران به صورت نمادین آن را از تخت سلطنت بر کنار می کردند و یا می کشتند تا سستی و پیری را از خود دور کند و با آمدن بهاران دوباره تولدی جدید داشته باشد.

به هر روی سنت میر نوروزی از روزگار کهن تا همین چند وقت پیش رواج پیدا داشت و در میان مردم رنگ و بوی طنز و شادی و خنده به خود می گرفت.

سنت میر نوروزی که از آن با نام های "خان خانی" و "امیر بهاری" نیز یاد می شود تا دوران مشروطه و تا سال 1302 شمسی در بجنورد خراسان اجرا می شده است. به گفته ای این رسم بیشتر در مناطق غربی ایران رواج داشته است و در کردستان و نواحی بختیاری به نام "میر میرین" رواج داشته است. 

 

چگونگی اجرای مراسم میر نوروزی

چند روز مانده به نوروز، مردم به دنبال فرد عامی و مناسب میر نوروزی می گشتند و با برآمدن آفتاب در روز مشخص، شاه دروغین با تمام عوامل و اشخاص خود به تخت سلطنت می نشست. اعضای تشکیلات میر نوروزی به غیر از میر از این قرار بود:

1. کهن وزیر که فردی بذله گو و شوخ طبع بود و در واقع مشاور میر محسوب می شد.

2. وزیر دست راست که احکام منطقی میر را به اجرا در می آورد.

3. وزیر دست چپ که احکام مسخره و عجیب و غریب میر را به اجرا در می آورد.

4. میرزا همان طور که از اسمش پیداست فردی باسواد و منشی میر بوده است.

5. فراشان همان خادمان و سربازان میر با وظایف مشخص بودند.

6 . دسته خنجر زنان و یا جلادان که لباس هایی سرخ رنگ بر تن می کردند.

7. دسته موزیک که به صورت افتخاری آن چند روز با میر همراهی می کردند.

8. آوازه خوانان زیاد بودند و گاهی تعداد آنها به 100 نفر می رسید.

9. دلقک لباسی از پوست شیر و پلنگ و یا گوسفند در بر می کرد با ادا و اطوار و متلک گویی مردم را به خنده و شادی وا می داشت.

10. مرد گرز به دست که مامور اجرای فرامین بود.

چون میر نوروزی بر تخت می نشست تمام اهالی بازار ها را تعطیل و به دور او جمع شده و با اجرای نمایش هایی و دادن فرامین میر و اجرای آنها به خنده و شادی و شور پرداخته و به استقبال بهار می رفتند.

آنچه امروزه با عنوان حاجی فیروز با لباس قرمز و چهره سیاه در خیابان ها و معابر ظاهر می شود می تواند تغییر شکل یافته، میر نوروزی باشد.

 

منابع:

عاشورپور، صادق،" میر نوروزی (میر میرین)" سینما و تئاتر، آبان 1376 - شماره 25 (6 صفحه - از 64 تا 69)

یا حقی، محمد جعفر، فرهنگ اساطیر و داستان ‌واره‌ها در ادبیات فارسی، فرهنگ معاصر، 1394

شهرهای مرتبط
رویدادهای مرتبط
جاذبه های مرتبط
مراکز اقامتی مرتبط
تجربه یا سوالات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید.
نمایش نظرات: