Warning: include_once(function.php): failed to open stream: No such file or directory in /home/iranplanne/domains/iranplanner.com/public_html/blog-full.php on line 12

Warning: include_once(): Failed opening 'function.php' for inclusion (include_path='.:/usr/local/lib/php') in /home/iranplanne/domains/iranplanner.com/public_html/blog-full.php on line 12

Warning: include_once(function-adv.php): failed to open stream: No such file or directory in /home/iranplanne/domains/iranplanner.com/public_html/blog-full.php on line 13

Warning: include_once(): Failed opening 'function-adv.php' for inclusion (include_path='.:/usr/local/lib/php') in /home/iranplanne/domains/iranplanner.com/public_html/blog-full.php on line 13

Warning: include_once(lang/lang.php): failed to open stream: No such file or directory in /home/iranplanne/domains/iranplanner.com/public_html/blog-full.php on line 14

Warning: include_once(): Failed opening 'lang/lang.php' for inclusion (include_path='.:/usr/local/lib/php') in /home/iranplanne/domains/iranplanner.com/public_html/blog-full.php on line 14

Warning: include_once(metatag.php): failed to open stream: No such file or directory in /home/iranplanne/domains/iranplanner.com/public_html/blog-full.php on line 573

Warning: include_once(): Failed opening 'metatag.php' for inclusion (include_path='.:/usr/local/lib/php') in /home/iranplanne/domains/iranplanner.com/public_html/blog-full.php on line 573

Warning: include_once(header.php): failed to open stream: No such file or directory in /home/iranplanne/domains/iranplanner.com/public_html/blog-full.php on line 574

Warning: include_once(): Failed opening 'header.php' for inclusion (include_path='.:/usr/local/lib/php') in /home/iranplanne/domains/iranplanner.com/public_html/blog-full.php on line 574

Warning: include_once(canvas.php): failed to open stream: No such file or directory in /home/iranplanne/domains/iranplanner.com/public_html/blog-full.php on line 648

Warning: include_once(): Failed opening 'canvas.php' for inclusion (include_path='.:/usr/local/lib/php') in /home/iranplanne/domains/iranplanner.com/public_html/blog-full.php on line 648

Warning: include_once(nav.php): failed to open stream: No such file or directory in /home/iranplanne/domains/iranplanner.com/public_html/blog-full.php on line 650

Warning: include_once(): Failed opening 'nav.php' for inclusion (include_path='.:/usr/local/lib/php') in /home/iranplanne/domains/iranplanner.com/public_html/blog-full.php on line 650
خراسان جنوبی در خواب ناصر خسرو

خراسان جنوبی در خواب ناصر خسرو


Warning: include_once(widget.php): failed to open stream: No such file or directory in /home/iranplanne/domains/iranplanner.com/public_html/blog-full.php on line 729

Warning: include_once(): Failed opening 'widget.php' for inclusion (include_path='.:/usr/local/lib/php') in /home/iranplanne/domains/iranplanner.com/public_html/blog-full.php on line 729

ناصر خسرو در طی سفر ۷ ساله خود که بر اثر خوابی حاصل شد، در طی سال‌های ۴۳۷ تا ۴۴۴ هجری، از مرو راهی می‌شود و پس از گذر از سرخس، نیشابور، دامغان، ری، ساوه، قزوین، تبریز، خوی، وان، دیار بکر، حلب، صیدا، صور، قاهره در نهایت به مکه می‌رسد و پس از طواف و زیارتی درخور، در مسیر بازگشت از مسیر طایف به سوی جده، بصره رفته و از اصفهان، طبس، تون، گناباد، قاین، سرخس گذر می‌کند و در نهایت به بلخ می‌رسد. در اینجا به قسمتی از سفرنامه وی که از خراسان جنوبی امروزی گذر کرده است، نگاهی می‌اندازیم. با ایران پلنر همراه باشید.

 

طبس

"...... و از آن جا به چهارده طبس آمدیم به دیه‌ی که آن را رستاباد می‌گفتند. و نهم ربیع الاول به طبس رسیدیم و از سپاهان تا طبس صد و ده فرسنگ می‌گفتند.

طبس شهری انبوه است اگرچه به روستا نماید و آب اندک باشد و زراعت کم‌تر کنند، خرماستان‌ها باشد و بساتین و چون از آن جا سوی شمال روند نیشابور به چهل فرسنگ باشد و چون سوی جنوب به خبیص روند به راه بیابان چهل فرسنگ باشد و سوی مشرق کوهی محکم است و در آن وقت امیر آن شهر گیلکی بن محمد بود و به شمشیر گرفته بود و عظیم ایمن و آسوده بودند مردم آن جا چنان که به شب در سراهای نبستندی و ستور در کوی‌ها باشد با آن که شهر را دیوار نباشد و هیچ زن را زهره نباشد که با مرد بیگانه سخن گوید و اگر گفتی هر دو را بکشتندی و همچنین دزد و خونی نبود از پاس و عدل او. و از آنچه من در عرب و عجم دیدم از عدل و امن به چهار موضع دیدم یکی به ناحیت دشت در ایام لشکر خان، دوم به دیلمستان در زمان امیر امیران جستان بن ابراهیم، سیوم در ایام المستنصربالله امیرالمومنین، چهارم به طبس در ایام امیر ابوالحسن گیلکی بن محمد و چندان که بگشتم به ایمنی این چهار موضع ندیدم و نشنیدم، و ما را هفده روز به طبس نگاه داشت و ضیافت‌ها کرد و به وقت رفتن صلت فرمود و عذرها خواست. ایزد سبحانه و تعالی از او خشنود باد، رکابداری از آن خود با من فرستاد تا زوزن که هفتاد و دو فرسنگ باشد. چون از طبس دوازده بیامدیم قصبه ای بود که آن را رقه می‌گویند. آب‌های روان داشت و زرع و باغ و درخت و بارو و مسجد آدینه و دیه‌ها و مزارع تمام دارد.

تون (فردوس)

نهم ربیع الاول از رقه برفتیم و دوازدهم ماه به شهر تون رسیدیم. میان رقه و تون بیست فرسنگ است، شهر تون شهر بزرگ بوده است اما در آن وقت که من دیدم اغلب خراب بود و بر صحرایی نهاده است و آب روان و کاریز دارد و بر جانب شرقی باغ‌های بسیار بود و حصاری محکم داشت. گفتند در این شهر چهارصد کارگاه بوده است که زیلو بافتندی و در شهر درخت پسته بسیار بود در سرای‌ها و مردم بلخ و تخارستان پندارند که پسته جز بر کوه نروید و نباشد.

گناباد

و چون از تون برفتیم آن مرد گیلکی مرا حکایت کرد که وقتی ما از تون به کنابد می‌رفتی» دزدان بیرون آمدند و بر ما غلبه کردند. چند نفر از بیم خود را در چاه کاریز افکندند بعد از آن یکی را از آن جماعت پدری مشفق بود بیامد و یکی را به مزد گرفت و در آن چاه گذاشت تا پسر او را بیرون آورد. چندان ریسمان و رسن که آن جماعت داشتند حاضر کردند و مردم بسیار بیامدند. هفتصد گز رسن فرو رفت تا آن مرد به بن چاه رسید، رسن در آن پسر بست و او را مرده برکشیدند و آن مرد چون بیرون آمد گفت که آبی عظیم در این کاریز روان است و آن کاریز چهار فرسنگ می‌رود و آن گفتند کیخسرو فرموده است کردن.

قاین

و بیست و سیوم شهر ربیع الاخر به شهر قاین رسیدیم. از تون تا آن جا هجده فرسنگ می‌دارند اما کاروان به چهار روز تواند شدن که فرسنگ‌های گران است. قاین شهری بزرگ و حصین است و گرد شهرستان خندقی دارد و مسجد آدینه به شهرستان اندر است و آن جا که مقصوره است طاقی عظیم بزرگ است چنان که در خراسان از آن بزرگ‌تر ندیدم و آن طاق نه درخور آن مسجد است و عمارت همه شهر به گنبد است. و از قاین چون به جانب مشرق شمال روند و به هجده فرسنگی زوزن است و جنوبی تا هرات سی فرسنگ. به قاین مردی دیدم که او را ابومنصور محمدبن دوست می‌گفتند از هر علمی با خبر بود. از طب و نجوم و منطق چیزی از من پرسید که چه گویی بیرون این افلاک و انجم چیست. گفتم نام چیز بر آن افتد که داخل این افلاک است و بر دیگر نه. گفت چه گویی بیرون از این گنبدها معنی است یا نه. گفتم چاره نیست که عالم محدود است و حد او فلک الافلاک و حد آن را گویند که از جز او جدا باشد و چون حال دانسته شد واجب کند که بیرون افلاک نه چون اندرون باشد. گفت پس آن معنی را که عقل اثبات می‌کند نهایت است از آن جانب اگر نه اگر نهایتش هست تا کجاست و اگر نهایتش نیست نامتناهی چگونه فنا پذیرد و از این شیوه سخنی چند می‌رفت و گفت که بسیار تحیر در این خورده‌ام. گفتم که نخورده است. فی الجمله به سبب تشویشی که در زوزن بود از جهت عبید نیشابوری وتمرد رییس زوزن یک ماه به قاین بماندم و رکابدار امیر گیلکی را از آن جا باز گردانیدم. و از قاین به عزم سرخس بیرون آمدیم.

سرخس

دوم جمادی الاخر به شهر سرخس رسیدیم وا ز بصره تا سرخس سیصد و نود فرسنگ حساب کردیم. از سرخس به راه رباط جعفری و رباط عمروی و رباط نعمتی که آن هر سه رباط نزدیک هم بر راه است بیامدیم. دوازدهم جمادی الاخر به شهر مروالرود رسیدیم و بعد از دو روز بیرون شدیم به راه آب گرم. نوزدهم ماه به باریاب رسیدیم. سی وشش فرسنگ بود و امیر خراسان جعفری بیک ابوسلیمان داود بن میکائیل بن سلجوق بود و وی به شبورغان بود وسوی مرو خواست رفتن که دارالملک وی بود و ما به سبب ناایمنی راه سوی سنگلان رفتیم."

و پس از آن راهی بلخ شد...

 

ناصر خسرو قبادیانی، سفرنامه، ۱۳۸۳

شهرهای مرتبط
رویدادهای مرتبط
مراکز اقامتی مرتبط